ماه ششم زندگی عشق مامان
عزيزم داري روز به روز بزرگتر ميشي و مامان روز به روز داره بيشتر عاشقت ميشم تو نفس مني و من با نفس تو نفس ميکشم.
ماماني نميدوني چقدر بلا شدي و همش ميخولاي بازي کني و مامان هم عاشق بازي کردن با شماست. الانم رو پاهاي مامان نشستي و داري زل ميزني به کامپيوتر که دارم برات تايپ ميکنم.
اينم از کارايي که تو اين ماه کردي
آرشام من چند وقته به حالت تف تف حرف ميزنه بازي ميکنه با خودش ههههههههههه
آرشام سينه خيز ميرود
آرشام کلي بلا شدي براي خودت . صبح بيدار ميشي اينقدر غر غر ميکني و غلت ميزني تا به من مي رسي و همينکه چشمام باز ميکني مي زني زير خنده . يا با خودت بازي ميکني و حرف ميزني تا با صداي نازت از خواب بيدار ميشم
تازگيها هم جيغ ميزني و با جيغ حرف ميزني
با همه خوبی و با همه میخندی. وقتی هم که هیجان زده میشی یا خوشحال میشی دهنت را باز میکنی
الانم رو پاهام نشسته و سرش را مياره بالا که منو ببينه همينکه منو ميبينه ميزنه زير خنده
عزيزم قراره 23 شهريور يعني پنجشنبه بريم بابل و 1 هفته پيش مامان سامره بمونيم و کلي خوش بگذرونيم.
راستي يک عالمه عکس گذاشتم ادامه مطلب تمام عکس هاي قشنک اين ماه از زندگيت.
عزیزم داره میره بیرون
چه تیپی زده فداش بشم که همه چی بهش میاد و ناز میشه
این آرشام با خرگوش ساینا جون. همش میخواستی بگیریش اما نمیشد دیگه
اینم عینک ساینا جون برای بچگیش . اینجا هم خونه عمه جونیم
پسر گلم خودش شیشه را میگیره و شیر میخوره
آرشام با موهای فشن بعد از حمام
ببین چه خوشحالی ؟ داریم میریم حنا بندان عمو حسین و خاله روشنک. کلی تیپ زدی و خوشحالی
اینم تو حنابندان شما با یک نی نی 20 روزه.
آرشام: مامانی این چگد چوچولو ؟
مامای فدات بشه شما هم کوجولو و ناز بودی همینقدر
ببین مامانی پستونکتو کجا گذاشتیر و تکون نمیخوردی که نیوفته هههههههههههههه
مامانی این عروسک را تازه برات خرید و شما خیلی دوستش داری و باهاش بازی میکنی
این 15 شهریور و داریم میریم عروسی عمو حسین و خاله روشنک ان شالله 120 سال در کنار هم باشن و بیشتر از امروز عاشق هم باشن
عزیزم تا از بیرون میایم خونه بابایی اولین کاری که میکنه اینه که تمام لباسای شما را در میاره تا شما خنک بشی حتی پوشک شما را هم در میاره
آرشام مامان حاضر شده بریم بیرون خرید برای بابایی
فدای خنده هات
اینم آرشام و کتاباش . یعنی آرشام درس خون.
مامان اینا چی میگن ؟ چه لنگای گشنگی.
عکس هنری ار آرشام، آرشام پشت شیشه میز



ماه ششم زندگی عشق مامان 






















